با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمامی بازدیدکنندگان محترم
جا داره تا قبل از هرچیز پیشاپیش عید سعید قربان رو از طرف گروه سمپاد آمل به تمامی مسلمین جهان تبریک عرض کنم.
می خوام این پست رو با گله ای از دوستای گلم در فرزانگان شروع کنم که تو پست قبلیشون در مورد آزمون صحبتی کرده بودن مبتنی بر اینکه « بچه های تیزهوشان به خاطر رتبه هاتون به خودتون نگیرید » و این موضوع با نظر یه فرزانگانی با این مصداق «زنده باد فرزانگان» کامل شد و این دو حرف باعث تحریک یه عده بی جنبه می شه(که منطقی هم هست) که شروع می کنن به فحاشی علیه فرزانگان(اونم فرزانگان کل ایران) که منم خیلی سریع تمامی نظراتشون رو پاک کردم وگرنه معلوم نبود چه بلبشوئی بشه؟؟ پس خواهشا از این به بعد در متون و عباراتتون از این جور اصطلاحات تحریک آمیز خواهشا به کار نبرین چون هدف این وبلاگ نشان دادن اتحاد بین سمپاد پسر و دختر کل کشوره.
خوب حالا بریم سر پست خودمون:
در این پست می خوام سوتی های تمامی اعضا سمپاد پسر رو براتون بزارم:
1-جناب آقای حسین مهدوی معاون سال گذشته ما بودند ما برای امتحانات نهایی درخواست کلاس های تقویتی کرده بودیم که انصافا خیلی عقب انداختند و ماهم دادمون در اومد و ایشون اومدن تا ما رو آروم کنند ضرب المثل جالبی به کار بردن به این لفظ:((داریم یه برنامه ریزی مدونی می کنیم که با یه تیر نه سیخ بسوزه نه کباب!!)) ما که تو این 18-19 سال عمری که از اوستا کریم گرفتیم همچین ضرب المثلی نشنیده بودیم و همین جا اعلام می کنم اگه کسی همچین ضرب المثلی رو تا حالا شنیده به ما از طریق نظرات خبر بده.
2-هفت هشت روزی از ماه مبارک رمضان گذشته بود که ما تو جلسه اس شرکت داشتیم که طرف برای شروع سخرانیش و شروع جلسه اومد حرف بزنه«به دلایل امنیتی از فاش کردن نام فرد معذوریم» که گفت:((با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمامی حضار محترم جا داره تا پیشاپیش ماه مبارک رمضان رو خدمت تمامی مدعووین محترم تبریک عرض کنم))جالب اینجاست هر کی اونجا بود فکر کنم روزه داشت و معلوم شد طرف خودش از اون روزه خوراست!!!!!
3-اولین جلسه مشاوره با مشاور جدید آقای مومنی بود که ایشون داشتن در مورد سختی سوالات کنکور صحبت می کردن که می گفتن:((یک سوم سوالات کنکور بسیار ساده است و دو سوم اون متوسطه و یک سومش بسیار سخته!!!)) که ما با بچه ها جهت اطمینان چند دور حساب کردیم شد چهار سوم،می گم نکنه از این بخشنامه با از این تیپ چیزا اومده که سوالات کنکور چهار سومه و ما بی خبریم ،خواهشا هر کی در این زمینه هم اخبار خاصی داره به ما از طریق نظرات بگه ممنون میشم!!!!
4-زنگ فیزیک بود و دبیر جناب آقای یقینی که داشت برای ما از درسی که داده بود مثال حل می کرد که شروع به گفتن یه مثال کرد با متن:((یک گلوله با سطح اتکا به دیوار آویزون است....)) بعد از گفتن این حرف خودش فهمید بیچاره که چه اشتباه خانمان سوزی کرده که یهو صدای بچه ها در اومد یکی می گفت:((آویزون دات کام)) یکی دیگه می گفت:((دبیر آویزون یه چیز دیگست...))اون طرف می گفتن:((دبیر جون از شما بعید بود شما هم؟؟؟؟))یه سری دیگم می گفتن :((دبیر از شما انتظارات خیلی بالاتر از این حرفاست!!!)) و هزاران هزار حرف دیگه و....دبیر دیگه کم کم داشت خجالت می کشید از حرفای ما ولی دریغ از سر سوزنی خجالت از طرف بچه ها ولی دبیر بیچاره تا آخر کلاس درس که نداد هیچ چند تا مثال و مسئله هم نتونست حل کنه.
5-دبیرای ما همشون کت و شلوار می پوشن(الکی می پوشن) و وقتی می خوان تخته رو پاک کنند گرده گچ می شینه رو لباسشون واسه همین به ما می گن تخته پاک کن رو بشورین و این مسئولیت به عهده من که نماینده کلاسم هستش که اکثرا با صمیمی ترین دوستم تو 402 یعنی مسعود یزدانی(چند تا رپ هم خونده ولی کار اصلیش ساخت بیته که اکثر کارای رضایا آهنگاش رو مسعود می سازه) می ریم یه روز که داشتیم می رفتیم تخته پاک کن ها رو تو دستشوئی دبیران بشوریم(دانش آموزان اجازه ندارن برن ولی ما میریم و کسی هم جرأت نداره چیزی بگه) دم دستشوئی که رسیدیم دیدیم صدای شوخی و خنده چند تا دبیر میاد ، شوخی می کردن با هم اونم چه شوخی هائی از نوع «مادر» که چقدر ریلکس به هم فحش مادر می دادن ما به هم فحش می دیم حداقل اقتضای سنمونه اونا رو بگو مثلا شما الگوی مایین که تا در اومدن ما رو دیدن شستشون خبر دار شد که ما همه چیو شنیدیم و بعد رفتن مدیریت مرکز شاکی شدن که دانش آموزان چرا باید تو دستشوئی دبیران بیان و مدیرم ورود دانش آموزان رو ممنوع کرد ولی ما بازم میریم.
این پست رو با یه عکس و یه کلیپ فوق العاده خنده دار به پایان می رسونم.

لینک دانلود مستقیم:از اینجا دانلود کنید...
امید وارم با این پست لحظات شاد و مفرحی رو براتون مهیا کرده باشم.
به امید موفقیت ایران و ایرانی در تمامی عرصه های جهانی
در سایسار امن ایمان***پاینده باشید و جاودان
یاحق.



