شایان : غم...من و تو...5610 من...مزدا 2000....بیاد فرهاد مهراد...آنا آخماتووا
--------------------------------
میان من و تو
بیست سال فاصله
اما زمانی که لب های تو
بر لبانم آرام می گیرند
سالها فرو می ریزند
و شیشه یک عمر می شکند
نزار قبانی
------------------------------------------------
سلام دوستای گلم؟
خوبین؟خوشین؟خوش میگذره؟امتحاناتم که از راه رسید ! ای بابا!!!
بهرنگ جان تو آخر انقد گوشی گوشی کردی که گوشی که سهله سیم کارتم هم برامون نموند(( واقعا چه جمله چرتی گفتم!! سیم کارت تو گوشیه دیگه))
اون شب تکیه آملی چه حالی کردیم...تازه با اون استیل سینه زنی من!!!! بچه ها بودن اون شب ول نمی کردن دیگه؟!!منم مجبور بودم که جواب بدم...آقا اون شب برگشتنی پام به گ.ند کشیده شد((این جمله رو بخاطر رضا جون نوشتم...بیاد آقای عمران و آلودگی هوای تهران!!!!!!!!!!)) تکیه ایرایی اون شب تا ۱.۵ سینه زنی بود که من کلا عین پیر مردا بالا تو حسینیه بودم....!!!البت آرمین عزیزم هم با من بود...!!!
گوشیه من رو هم دزد برد!!!!!!!!!!!!!! اون گوشیه من که بخاطره شکلش کلی معروف بود!!!!!وااااااااااای!!!
من تو عاشورا بخاطر درد پام و اینکه نمیتونستم راه برم راننده مزدا ۲۰۰۰ شدم...وقتی ساعت ۲-۳ رسیدیم جلو تکیه(با دسته) من ماشینو پارک کردم...گوشیم رو داشبورد ماشین بود...پیاده شدم و وقتی سرمو بردم تو تا گوشیمو بگیرم...هیهات من ظل....گوشیم نبود...اون دزد پدر سوخته ...دی...س...چی بگم آخه!!!خلاصه گوشیمو برد...منم دیده بی گوشی فطیره!!!!! رفتم سیم کارتو سوزوندم و بعد از ۳-۴ روز با یه گوشی ک ۷۵۰ به میادین بازگشتم نه!!!!!!
عاشورا اصولا بجز ۳-۴ نفر کسی منو ندید (( انگار حالا کی هستم!!!!!!))
از دوست عزیزم خواهش میکنم دیگه اسمی از انجمن حاسب نیارن...برداشته بد نکنین اتفاقا من با همه بچه ها دوستم((دقت کنین همه!پس شر به پا نکنین))...این سایت مربوط به سمپاده و حاسب انجمن نجوم شهر....
امروز چند تا پیام تسلیت بدلیل ابری بودن هوای دیشب و اینکه نتونستیم ماه گرفتگی رو داشته باشیم....میخواستم اینجا بیارم ولی دیدم حسش نیست...
بچه ها همه ما ها از رفتن می ترسیم...در حالیکه رفتن خیلی قشنگ تر از موندنه!!!!شاید اگه پارسال ازم می پرسیدین چیزه دیگه ایی میگفتم ولی الان می گم رفتن بهتره...آروم بریم ...حیف که ما از سکوت رفتن می ترسیم و هماره میخایم در هیاهو باشیم...حیف که پاهایم بسته س...حیف...
دوستتون دارم سبد سبد...باز گل عشق جوونه زد ....
--------------------------------------
وقتی که من بچه بودم
خوبی زنی بود
که بوی سیگار می داد
و اشک های درشتش
از پشت آن عینک ذره بینی
با صوت قرآن می آمیخت...
...وقتی که من بچه بودم
زور خدا بیشتر بود...
....وقتی که من بچه بودم
غم بود
اما
کم بود
اسماعیل خویی
-با یاد آهنگ وقتی که من بچه بودم با صدای فرهاد-
--------------------------------------------
عشق رازناک تو
فریادی از درد در گلو می نهد
رنگ از رخسارم می برد
و تاب از زانوانم
دیگر ترانه ای برایم نخوان
بیش از این مرا فریب مده
پنجه ات را خشمناک تر از همیشه
بر سینه مسلول من فرو کن
تا خون از گلویم بر بسترم ریزد
تا مرگ برای همیشه
زهر نفرین شده را از دلم بزداید.
آنا آخماتووا
--------------------------------------------------
دوستتون دارم...
شایان...