تبليغاتX
™ ( (سمپاد آمل) ) ™

™ ( (سمپاد آمل) ) ™

وبسایت رسمی دبیرستان های شهید بهشتی و فرزانگان آمل

پاسخ به برخی انتقادات

به نام یگانه حیات بخش جاودان

 

با سلام خدمت دوستان گلم و همراهان صمیمی سمپاد آمل

دیروز یکی از دبیران محترم مدرسه دخترونه به من یه ایمیلی زدن که خیلی منو ناراحت کرد البته این دبیر محترم خیلی معذرت می خوام ولی وجود اینو نداشتن که حتی خودشونو معرفی کنن و شروع کردن به این وبلاگ و نویسنده هاش بد و بیراه گفتن من هم به عنوان مدیر سایت(شایان جونم دست راست منن)این حرفا اصولا تو کلم نمیره.

ایشون فرمودن چیه یه مشت بچه جمع شدین در مورد فعالیت یه کادر با سابقه تو دوتا مرکز کذب می نویسین؟؟؟

البته من منظورشون رو از کادر با تجربه زیاد خوب متوجه نشدم ولی اگر منظورتون آقای محمدی که ایشون تا پارسال یه عکس با کت مدیریتی نداشتن و بدون گزینش از بین اون همه مدیران با سابقه اومدن مدرسه ما(این بدون مصاحبه عین حرف آقای محمدی که پارسال تو کلاس ما گفتن بچه ها هم همه شاهد هستن)و کسی هم عرصه ای هم برای ایشون تنگ نکرد و اگر ما هم نقایصی رو از مدرسه در قالب طنز می گیم می خوایم مسئولین مدرسه ازدید یه دانش آموز اشکالات خودشون و عملکرداشونو ببینن.

به علاوه اصلا دوست داریم اشکالات مدرسه رو با قصد و نیت بگیم طبق فرمایش رهبر با طنز پردازان بهترین زبان انتقاد طنزه پس ما هم به کارمون ادامه می دیم زیره رهنمود های رهبر شما هم هیچ کاری نمی تونین بکنین.....

در مورد خانم باقری هم من نظر نمی دم چون اینطوری که بوش میاد ۶۰-۷۰٪ بچه های فرزانگان از شیوه مدیریتی ایشون رضایت ندارن گرچه من خدمنتشون ارادت ویژه ای دارم.

پس خواهشا از این به بعد انتقاد های سازنده بکنین نه مخرب و بی پایه و اساس

سرفراز باشی ای میهن من

در پناه حق

مدیریت سایت:رضاحسین زاده

یاحق


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 7:56  توسط Dangereza  | 

شایان:عذر خواهی از شقایق خانوم...دوربین مدرسه ما...رورو ئک محمد...ابر نو اختر...عهد ما...

سلام عرض می کنم خدمت دوستای گلم... خوب هستین؟ روزهای مهر ماه و مدرسه خوش می گذره؟؟ امیدوارم هر جا هستین موفق باشین...آره نه؟!!! قبل از هر چیز بعنوان مدیر سایت از شقایق خانوم بابت اتفاقات اخیر عذر خواهی می کنم... واقعا ناراحت شدم وقتی اون مزخرفها رو خوندم...به هر حال این سایت جای این چیزا نیس...بازم معذرت میخوام... امروز ما رو گرفتن بردن سالن کنفرانس ( شما بخونین سالن امتحانات!!!!)مدرسه...واحد مرکز مشاوره کلی برامون حرف زدن....یه آقایی بودن که ما دفعه اول بود باهاشون برخورد داشتیم...خیلی آدم با سواد و با دانش و مسلطی بود...اما خیلی استرسی بودن....سرشار از اضطراب....جالبه داشتن در مورده اضطراب باهامون حرف میزدن که نباس استرس داشته باشین و این حرفا در حالی که خودشون کل دست و پاشون می لرزید...جالب بود... آقای نصیریان هم که دوربین مدرسه رو گرفته بود و چپ و راست از همه جا و همه چیز عکس می گرفت...هیچی از زیر لنز دوربین مدرسه در نمیرفت (البته این دوربین رو فکر کنم تو سال 40-41 به مدرسه دادن...باس دوربین رو ببینین...بخدا که...یه چی در حد فسیل............ حرف از کلاس المپیاد شد.... این محمد جان کلا قصد تمسخر و خود شیرینی دارن!!!پسره گلم...از بچگی که ایرا میرفتیم اینجوری بود...دسته خودش نیس دیگه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!(کسایی که خیلی باهوش باشن یه تیکه جالب میتونن از جمله قبلی من پیدا کنن؟؟!!!!!!!!!!!!) برادر تو بچه بودی ما المپیاد میخوندیم..اون موقع که نظریه اعدا و هندسه مسطحه کورت و اسراتژیها رو میخوندم که تو هنو داشتی با روروئکت بازی می کردی مرکب سواره پا شکسته!!!احتمالا از همون مرکبت افتادی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بله دیگه ! اینجوریاس...این خانوم پرتوی واسه کلاسا داره مارو میپپیچنه تابلو....4 هفته س که ...ولش کن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!نمیخواد!!!!!!!!!!!!!!! آقا چی بگیم از مدرسه!!!آهان! سر دره مدرسه رو هم رنگیدن!! که من فکر می کنم همون طوری باحالتر بود...وارد که میشدیم فکر می کردیم وارده دانشگاه تهران شدیم...واسه خودش جو میگرفتدمون!!!!!بقول بکس فرزانگان((روز المپیاد که اومدن میگفتن) : اینا هم مدرسه دارن ما هم مدرسه داریم؟؟؟!!!! ایشالله شما رو که اوردن همسایه مدرسه ما شدین این مشکل جای شما هم درست میشه!!میگما این کلاسه ادبیات و دین و زندگی خیلی باحال شده...در حد بتیم ملی!!!!! یه چیز در حد ابر نو اختر !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! در پایان هم چی بگم!! بعله! تعطیلاته خوبی داشته باشین و از یه روز مدرسه نرفتن حداکثر لذت رو ببرین!!!!!!!!!!!!! چه شد آن مهر و وفایی که من آموختمت عهد ما با تو نه این بود ، وفای تو کجاست کوه ازین قصه پر غصه به فریاد آمد آه و آ] از دل سنگ تو ، صدای تو کجاست دوستتون دارم... شایان...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 13:22  توسط Shayan  | 

کلاس المپیاد

سلام به همه ی دوستان گل سمپادی

می خواستم بپرسم کلاس المپیاد چه طور بود(البته از اونهایی که شرکت کردن)

کلاس ما(ریاضی) از نظر درسی عالی بود فقط یه دسته اراذل ریخته بودن ته کلاس و خیلی سر و صدا می کردن.

از سوتی های کلاس ما:

۱- یه سوال بود که می گفت اثبات کنین که فلان چیز حتما امکان داره. ما یه ربع روش فکر کردیم هیش کی نتونست حل کنه بعد یه ربع یکی از دخترا دستش رو بلند می کنه و می گه :<<ببخشید آقای توکلی,نمی شه؟؟؟؟>>

۲- سوتی دوم از رو دست خط عرفان بود که خدا رو شکر دخترا متوجه نشدن. عرفان رو تخته می خواست بنویسه نا مساوی کوشی,سه تا دندونه رو یه سره گرفت, سه تا نقطه رو هم یه دایره گرفت

۳- سوتی سوم باز هم عرفان: گچ که تموم شد آقا عرفان از بین اون همه ادم به من که پام شکسته می گه برو گچ بیار.

خلاصه کلاس ما پر سوتی بود.

راستی من نرفتم سر کلاس کامپیوتر واسه تدریس چون اون یکی مدرس که قرار بود جزوه بگه بعدش من برم سوال بدم کارش خیلی طول کشید.

هر کی دلش خواست تو نظرات راجع به کلاس المپیاد بگه.

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 14:33  توسط Snork  |