سلام به همه ی شما دوستای گلم
بله متاسفانه باید بگم آقای شوک امروز به دلایل شخصی دیگه نخواستن تو وبلاگ بنویسن و خوواستار لغو عضویت خودشون شدن که ما هم این کار رو کردیم و امیدواریم در هر جای ایران که قرار داره موفق و سربلند باشه.
مسئله دیگه مسئله ای است که یه آدم بی فرهنگ راه افتاده تو وبلاگ ها نظر می ذاره که آره رضا با ساغر دوسته یا با نگارین دوسته و از این حرفا خوبیش این بود که دوسناتم زود به بنده اطلاع دادند و من هم این موضوع رو پیگیری کردم دیدم بله ایشون تو وبلاگ ها از طرف من مثلا برای نگارین خانم یا ساغر خانم پیام عاشقانه می ذارن.
آخه مومن باز خوبه همه من رو می شناسن و می دونن اگه اهل این حرفا نیستم اگرم باشم کدوم عاقل میاد جار بزنه من با فلانی دوستم باور کنین این دیگه نو بر بود ولی مطمئنم این فرد می خواسته بین افراد گروه تفرقه بندازه ولی بهش می گم این گروه صمیمی تر و منطقی تر از اونی هست که با این حرفا در هم شکسته بشه و کاراش عقب بیوفته.
خوب بی خیال آدمای بی فرهنگ کم نیستن ولی از هرچه بگذریم سخن دوست نیکوست.
شنیده ها حاکی از اونه که شنبه سیاه در راهه(اعلام جواب کنکور به شنبه سیاه معروف شد) خدا خودش رحم کنه ببینیم چه گندی بالا اوردیم می شه درستش کرد یا نه؟
ولی امیدوارم جای خوبی قبول شم
به امید سربلندی ایران و ایرانی
یاحق.
+ نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت 4:43  توسط
|
سلام عرض می کنم...
دوباره منم با چند تا سوتی..................
مثل اینکه مدرسه ما (پسر)خیلی پولدار شدن
؟!!!
ده ها اسپیلیت توشیبا و دیگه قراره همش رو هم آقای محمدی بزنه تو اتاق پسرشون!!!پسرشون؟؟آره دیگه!!!نمی دونین مگه
پسرشون فکر کنم حداکثر ۷ ساله آقای محمدی مدیر مرکز چند هفته است با ایشون میان مدرسه اونم با چه لباسایی ...وای وای
یه تیشرت در حد تاپ با یه شلوارک خیلی کوتاه!!!!!!!!!
اونوقت عمو جلال میاد اسم ماهارو به جرم پوشیدن تیشرت یا بقول خودشون زیر پیرهن!!!!یادداشت میکنه!!برا هر کی کوتاهتر باشه یه ضربدر هم میزنه جلو اسمش
(یاد اول ابتدایی افتادیم : بدها و خوبها که یادتونه!!!!!!در اون حد............!)داشتم می گفتم مدرسه شده مهد کودک دیگه!!با بچه ها یه پروژه داریم اگه خدا بخواد یه تابلو بزنیم بالا مدرسه مهد کودک شهید بهشتی(مهد کودک....و دوستان
)کلی بچه ریختن تو مدرسه که معلوم نیس بچه کین؟؟؟!
راستی برا کسب درامد بیشتر اون باغچه گنده و مزخرف وسط حیاط داره میشه پارک جنگلی اگه بارون بیاد..!مبلغ ورودیش هم دادن پول معلم و قبولی تو تیزهوشانه!!!۱۱۱برای درک عمق فاجعه بگم یهو دیدیم یه نیسون ادم اومدن تو مدرسه با دیگ و کاهو و وسایل لهو و لهب(استغفرا... اسمشو نیار !!!)پیگیری کردیم درومد که آره یکی از خانواده ها که اومدن مدرسه ما ثبت نام بچشون دیدن جایه خوبیه زنگ زدن کل خاندان با نیسون ریختن یه پیک نیکی برن دیگه!!!چی کارشون دارین بزارین حال کنن...)
راستی جدیدا آقای شکری می خنده.!!!!!!!!!۱


خیلی عجیبه؟!!!آخه روز اولی که سوم با آقای شکری کلاس داشتیم اومدن تو کلاس بدون حتی سلام شروع کردن به درس دادن؟؟؟؟!ولی امسال می خنده که خدارو شاکریم !!!آقای شکریه دیگه (دبیر خیلی چاکریم!!!
!!!!!!!!!!!!))
جدیدا هم برای کاهش مصرف برق و البته پول!!! یه دفعه کولر رو می قعطن!!!!!!!!!!!!!!!میگن فیوز پرید!!!!ما خودمون ختم این کارا حالا جلو ما فیلم بازی می کنن؟!!!!
خسته شدم انقدر نوشتم......باشه بقیه برا بعد.....
ببینین چقدر فعالم انگار تنها نویسنده اینجا منم....!!!!!!!!!!!!!!!
از نظراتتون ممنونم....جعفرزاده چون میدونم انقد با هوش نیستی شرط می بندم اشتب زدی داش!!!!بازم با نظراتتون منو حمایت کنین و باعث دلگرمیم شین......
من تمنا کردم
که تو با من باشی
تو بمن گفتی هرگز هرگز
پاسخی سخت و درشت
و مرا غصه ی این هرگز کشت
(حمید مصدق)
دوستتون دارم.........
فروهر(شوک) 
+ نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت 1:42  توسط
|
سلام عرض می کنم خدمت همه دوستای گلم.........
خیلی خوشحالم که از امروز در خدمت شما عزیزان هستم!!!
شاید شما هم با دیدن اسم من تعجب کرده باشین (شاید هم نه!)ولی این اسم ماجرا داره :
ماجرا از این قراره که من بخاطر یه سری دلایل شخصی و غیر شخصی فعلا با اسم مستعار(با اجازه بزرگتر ها...)کار می کنم...اما من ... :
من از بچه های پیش امسال هستم که کلاسهای مدرسمون هم شروع شده و به خاطر اینکه تو تابستون امسال سمپاد آمل یه وقت متروکه نشه خدمت رسیدم نه!!!!!!!!!!

به خاطر نفوذ زیادم و یه جورایی حضور زیادم در مدرسه از اخبارات های !!!
زیادی خبر دارم!!!(کلا خیلی با عمو جلال و آقای محمدی مچیم ...)(خواهشمندم منو با رییس انجمن اسلامی مدرسه ما اشتباه نگیرین که کلامون میره تو هم و حالم به هم میخوره...)
و لذا(بیاد آقای نورا...پور دبیر زیست راهنمایی) من اومدم....
میدونی چیه ؟(اینم به یاد دبیر احسانی)اگه اجازه بدین اسمم بشه فروهر (farvahar) پس مینویسیم شوک میخونیم فروهر!!!
بعدشم که دیگه چی بگم که حالمون کم کم یه نمه دیگه هی جا بیاد دیگه!!!!۱
از شوخی گذشته خیلی خوشحالم در کنار شما هستم و ازتون خواهش می کنم برا کنکور سال بعدم دعا کنین


متاسفم که نمی تونم بیشتر خودمو معرفی کنم چون شناسایی میشم



با اجازتون با یه شعر از سهراب عزیز اولین پستمو تموم می کنم :
در دل من چیزیست...
مثل یک بیشه نور مثل خواب دم صبح
وچنان بیتابم که دلم میخواهد
بدوم تا ته دشت بروم تا سر کوه
دور ها آواییست که مرا می خواند...
خیلی دوستتون دارم...
ارادتمند : فروهر (شوک)
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 21:26  توسط
|