سلام دوستان
امیدوارم که روزای خوشی رو پشت سر گذاشته باشین
سه شنبه ی این هفته جلسه ای بود بین رئیس های شورای مدارس آمل با حضور آقای لطفی رئیس آموزش و پرورش آمل…
در ابتدای جلسه هر کدوم از نماینده ها یه کم صحبت کردن درباره خودشون و اینا از طرف مدرسه ی ما هم پویا فولاد رفته بود. بعد از این که صحبت ها تموم شد رای گیری انجام شد و پویا هم خیلی امیدوار بود (یه چندتایی رای اونجا جمع کرده بود...)
ولی عجیب ترین چیزی که اتفاق افتاد این بود که وقتی پویا درباره ساختمون فرزانگان از آقای لطفی پرسید یه جواب عجیب شنید
:
آقای لطفی گفت: « به خاطر یک سری مسایل اخلاقی فرزانگان آمل نمی تونه بیاد اونجا» ! معلوم نیست چرا فقط آقای لطفی گفت به جای فرزانگان مدرسه ی شاهد پسرانه میاد و فرزانگان به یه جای دیگه میره
من نمی دونم چی بگم فقط می تونم بگم تو تمام ایران تیزهوشان پسرونه و دخترونه پیش همه ما اینو تابستونم دیدیم مدارس تیزهوشان رشت دیوار به دیوار هم هستن و بینشونم یه در هست و هیچ اتفاقی نمی افته و جالب تر اینه که تیزهوشان رشت یکی از بهترین مراکز سمپاد سراسر کشوره و نفر اول کنکور از رشت بود و گروه روباتیک رشت در کشور مقام اول رو کسب کرد.
من می خوام بگم بهتره مسئولین کمی هم به ما اعتماد داشته باشن چون امسال ما واقعا با مشکل کمبود معلم درگیر بودیم و معلم های خوبی رو فقط به خاطر دور بودن دو مدرسه از دست دادیم .
از مسئولین محترم خواهش می کنم که به ما اعنماد کنن مطمئنا بچه های سمپاد به خوبی جواب این امتحان رو خواهند داد...
به نظر شما حق بچه های فرزانگان نیست ؟؟؟
سلام به همگي...
آزمون مشتركي كه بين دو مركز برقرار شد رو همگي در جريان هستين...
بعد از 3 ماه رفتن يه آزمون بگيرن گندش بالا اومد كه...
البته اين جريان رو بايد نويسنده هاي محترم اون مركز مينوشتنا حالا ننوشتن من مجبور شدم...
1-درمورد سوالات حسابان
متوجه شديم سوالات آزمون رو كه جناب اشرفي دبير حسابان يكي از كلاسهاي رياضي مركز شهيد بهشتي گرفتن عين سوالات تو جزوه شاگرداش بود.دريغ از ذره اي خلاقيت كه سوالات جديد طرح كنن...شايد دليلش نداشتن خلاقيت نبود ..مثلا شايد ميخواستن شاگرداشون درصداي بالا بزنن...
2-درمورد سوالات زبان
متوجه شديم عين سوالات زبان انگليسي آزمون روز قبلش توسط دبير يكي از كلاس ها آقاي شريف نيا از بچه ها امتحان گرفته شده...
به معلم ميگن چرا اينكارو كردي؟ جوابشو دقت كنين:
يادم رفته بود اينا سوالاي آزمونه!!!!!!...به عبارتي همه ماها رو يك عدد خر فرض كردن...
3-تصحيح آزمون:
قربون تصحيح كردنشون كه اين از همه گند تر بود...همه بچه ها درصداشون كمتر از نصف اون چيزي كه فكر ميكردن بود...
---------------------
اين آزمون به هيچ وجه ملاك سنجش نبود...
دوستاني كه در مركز شهيد بهشتي رتبه خوب آوردين زياد نبالين به خودتون چون گند ماجرا در اومده...
اين خط بالا رو هم به خاطر كل سوماي فرزانگان نوشتم واسه اينكه حقشون خورده شد...
به نام خداوند بخشنده مهربان
با سلام خدمت تمامی بازدیدکنندگان و دوستان عزیز
بالاخره با سرویس شدن دهن این بنده حقیر تمام کارای وبلاگ انجام شد و تغییرات حاصله و در دست انجام عبارتند از:
۱-اتصال دومین به وبلاگ به آدرس Http://www.Sampad-Amol.com
۲-تعویض قالب وبلاگ
۳-تهیه لوگو و بنر اختصاصی برای وبلاگ
۴-ایجاد اولین فروم(تالار گفتمان) مشترک بچه های سمپادی (ورود از اینجا)
۵-ایجاد چت روم در وبلاگ
و.......
حالا بریم سر اصل مطلب:به در خواست یکی از دوستان در این پست می خوام بلاهایی که بر سر دبیران مرکز خودمون در آوردیم رو براتون بگم و ترجیح دادم بهترین ها رو انتخاب و اونها رو در این پست براتون بنویسم تا کمی روحیتون عوض شه.
برای دیدن بلاها به ادامه مطلب بروید
سلام به همه ی دوستان گل
قنات 302 رو که یادتونه نه؟!
فردای اون روز از این که نتونسته بودم از این حادثه (واقعا عجب حادثه ای
!!!) عکس یا کلیپی بگیرم واقعا ناراحت بودم
تا اینکه چند روز پیش از دوست خوبم آقا مهدی (www.pcfatcat.com) شنیدم که گفت من هم عکس گرفتم هم فیلم ، منم دیگه صبر نکردم سریع ازش گرفتم تا واستون بذارم تا ببینین کلاس ما به چه روزی افتاده بود. ولی هر چی فکر کردم نفهمیدم این کی این عکس و فیلمو گرفت؟ در تمام مدت یکی از مسئولان مدرسه اونجا بودن وقتی از خودش پرسیدم گفت خوب دیگه این کارا مهارت می خواد و اونجا بود که یه ایول بهش گفتمو ازش گرفتم...
و حالا عکس که همه چیز توش واضحه و نیازی به توضیح نداره
شما کاملا می تونین عمق آب رو ببینین حالا حساب کنین توی سالن هم همین جوری آب جمع شده بود
عکس و کلیپش که در ادامه مطلب هست و دیگه به طور کامل همه چیزو نشون میده...
سلام دوستان...
در يكي از روزهاي پاييزي....
دانش آموزان سوم (بيشتر رياضي+يكي تجربي:)) دست به عمل شجاعانه اي زدند...
باج گيري از دانش آموزان سال پاييني...
گروه نامبرده كه به گروه قيصر معروف شد (يا شايدم اكبر خلاصه اسم پسر بود...) با يك فرد چاقو كش (به دلايل امنيتي نام طرف برده نميشود...تحت تعقيبه)در حياط مدرسه غذاي بچه ها را با ضرب چاقو و مشت و لگد(كلاس ما رزميكار زياد داره)از آنها چپاول ميكردن...
كار به جايي رسيد كه رفتيم پيش خانم معادي گفتيم يا غذاتونو ميدين يا مرگ...زنه دردو دلش شروع شد حالا: مگه ما چي ميخوريم صبحونه؟امروز فقط لوبيا خورديم...انگار اومدن رستوران...خواستيم با همون چاقو شكمشو پاره كنيم همونقدر لوبيايي هم كه خورد بكشيم بيرون...ديگه لعنت فرستاديم بر شيطان حرامزاده جلو خودمونو گرفتيم....
اونروز آينقدر غذا خورديم تقريبا روم به اونور مونيتور همگي بالا آورديم...
جالب ترين صحنه:
كودكي كه در اول راهنمايي درس ميخواند چيپس به دست از كنار گروه رد ميشد كه ناگهان خروش:بچه ها غذاااااااااااا در حياط مدرسه طنين انداز شد...كودك بيچاره چيپسش را در بغلش سفت گرفت چنانكه خرس عروسكي اش را بغل ميكند و با چنان سرعتي از ما دور شد كه در همان لحظه كشف كرديم سرعتي بالاتر از سرعت نور نيز وجود دارد...
سلام دوستان..
به بههههه اينجا سمپاد آمله؟ چقدر تغيير چقدر تنوع چقدر زيبا ...چقدر جادار ..و چقدر مطمئن...
خبر جديد اينكه هواي باروني امروز 11 آذر رو ملاحظه ميفرماييد؟ امشب ما برنامه رصدي داشتيم...يكي از پديده هاي بسيار نادر كه هر 60000000000000000 ميليارد سال يكبار رخ ميده...و اين باران عملا و علنا داره ميگه:هه هه دماغتون سوخت؟خوب ضايع شدين؟...
قرار بود امشب اولين همايش گروه نجوم مدرسه باشه با حضور دبيران و عده اي چند از دانش آموزان! قرار بود برنامه تو حياط مدرسه باشه...حالا ما چيكار كنيم؟بايد بريم نمازخونه...كاش از قبل اطلاع داشتيم و تو دعوت نامه يك سري مسائل بهداشتي رو گوشزد ميكريم...